تبليغاتX
دنیای سرگرمی و دانستنیهای علمی

دنیای سرگرمی و دانستنیهای علمی

علمی-هنری-ورزشی-سرگرمی-فن آوری-تجارت الکترونیکی-پزشکی

تاثیر ساعات مختلف خواب در سلامتی

داشتن عادات غذایی صحیح و توجه به زمان خوابیدن و استراحت برای حفظ سلامت بدن مهم است تا بتواند مواد مغذی را جذب و مواد زائد را دفع کند.

  برای سالم زیستن، باید خواب راحت و آرامی داشته باشیم. به موارد زیر دقت کنید تا اهمیت خوابیدن برای شما روشن گردد:

  ساعت 9 تا 11 شب: زمانی است برای از بین بردن مواد سمی و غیر ضروری که این عملیات توسط آنتی اکسیدان ها انجام می شود. در این ساعت بهتر است بدن در حال آرامش باشد. در غیر این صورت اثر منفی بر روی سلامتی خود گذاشته اید.

  ساعت 11 تا 1 شب: عملیات از بین بردن مواد سمی در کبد ادامه دارد و شما باید در خواب عمیق باشید.

  ساعت 1 تا 3 نیمه شب: عملیات سم زدایی در کیسه صفرا ، در طی یک خواب عمیق به طور مناسب انجام می شود.

 ساعت 3 تا 5 صبح: عملیات از بین بردن مواد سمی در ریه اتفاق می افتد. بعضی مواقع دیده شده که افراد در این زمان، سرفه شدید یا عطسه می کنند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 11:46  توسط جواد منشی  | 

قوانين طلايی همسرداری برای مردان

قانون طلايی اول: بايد زنی داشته باشيد که در کارهای خانه کمک کند، خوب آشپزی کند، گردگيری کند...

قانون طلايی دوم: بايد زنی داشته باشيد که سرگرمتان کند، شما را بخنداند، باعث فراموشی غصه شود...

قانون طلايی سوم: بايد زنی داشته باشيد که بتوانيد به او اطمينان کنيد و مطمئن باشيد هيچوقت به شما دروغ نميگويد...

قانون طلايی چهارم: بايد زنی داشته باشيد که در کنارش به آرامش برسيد و از بودن با او لذت ببريد...

قانون طلايی پنجم: خيلی خيلی مهم است که اين چهار زن از وجود يکديگر بيخبر باشند!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 11:37  توسط جواد منشی  | 

حکایت

دکتر شریعتی :«کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل؛اول آنکه کچل بود،دوم اینکه سیگار می کشید و سوم - که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت!... چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه زن داشتم ،سیگار می کشیدم وکچل شده بودم وتازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند که در خودش وجود دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 20:11  توسط جواد منشی  | 

آسيب شناسي فك و فاميل

 -1 خاله
معناي لغوي: خواهر مادر
معناي استعاره اي: هر زني كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.
نقش سمبليك: يك خانم مهربان و دوست داشتني كه خيلي شبيه مادر است و هميشه براي شما آبنبات و لباس مي خرد.
غذاي مورد علاقه: آش كشك.
زير شاخه ها: شوهر خاله: يك مرد مهربان كه پيژامه مي پوشد و به ادبيات و شكار علاقه مند است. دختر خاله،پسر خاله: همبازي دوران كودكي كه يا در بزرگسالي عاشقش مي شويد اما با يكي ديگه ازدواج مي كنيد يا باهاش ازدواج مي كنيد اما عاشق يكي ديگه هستيد.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازي، خاله خانباجي.
چهره هاي معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن يك خاله ي مجرد در كودكي از جمله نعمات خداوندي است.
 -۲ عمه
معناي لغوي: خواهر پدر
معناي استعاره اي: هر زني كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد،هر زني كه مادر چشم ديدنش را نداشته باشد.
نقش سمبليك: به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل: ۱- جواب همه ي فحش هايي كه مي دهيد. مثال: عمته... ۲- جواب همه ي محبت هايي كه مي كنيد. مثال: به درد عمه ات مي خوره... ۳- توجيه كليه ي بيقوارگي ها،رفتارهاي نامتناسب شما (تنها براي دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتي. ۴- خيلي چيزهاي بدِ ديگه. از ذكر مثال معذوريم...
غذاي مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
زير شاخه ها: شوهر عمه: يك مرد پولدار كه سيبيل قيطاني دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي حالتان را به هم مي زنند.
مشاغل كاذب Match-Making.
چهره هاي معروف: عمه ليلا.
داشتن يك عمه كه در توصيفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسي هاي زندگي است
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 18:44  توسط جواد منشی  | 

آغاز المپیک 2008

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 19:51  توسط جواد منشی  | 

همه انسان ها با شش واسطه به هم مربوطند

پژوهشگران امريکايي اخيراً دريافته اند اين تئوري که هر يک از افراد جامعه را مي توان با استفاده از شش واسطه به يکديگر مربوط کرد، مي تواند صحت داشته باشد. پژوهشگران کمپاني مايکروسافت، 30 ميليارد پيام کوتاه فرستاده شده طي يک ماه را در سال 2006 مورد بررسي قرار دادند. به گفته آنها هر دو فرد به طور متوسط به واسطه هفت نفر يا کمتر به هم مربوط و آشنا هستند.

اين تئوري که پيش از اين نيز مطرح شده و قوه تخيل بسياري را مشغول کرده بود در 1993 دستمايه ساخت يک فيلم نيز قرار گرفت اما پس از آن بي اعتبار شد. اما نتايج بررسي هاي اخير مجدداً آن را مورد توجه قرار داد.

اريک هورويتز يکي از پژوهشگران مايکروسافت ضمن تعجب برانگيز بودن نتايج اين بررسي مي گويد؛ «اين طور که نتيجه اين بررسي ها نشان مي دهد تناسب بين ارتباطات انساني رقمي ثابت دارد. اين ذهنيت که افراد بيش از آنچه به نظر مي رسد به هم مربوط و نزديک هستند حالا ريشه يي علمي و مستند يافته است.»

مبناي بررسي اخير گروه، کاربران شبکه پيام کوتاه مايکروسافت يا به عبارت ديگر نيمي از کل فرستندگان پيام کوتاه در جهان را شامل مي شد. اين بررسي در ژوئن سال 2006 انجام گرفت. مبنا بر اين قرار گرفت که دو نفر در صورتي که براي يکديگر پيام کوتاه فرستاده باشند «آشنا» تلقي مي شوند. گروه دريافت تمامي افراد موجود در شبکه کاربران از طريق 6/6 يا در واقع 7 واسطه با هم آشنا و مربوط هستند، به عبارت ديگر 6/6 طول زنجيره يي است که افراد را به هم متصل مي کند و 78 درصد کاربران از طريق کمتر از 7 واسطه يا آشناي مشترک به يکديگر مربوط هستند.

ايده مربوط بودن آدم ها از طريق 6 واسطه نخستين بار توسط استنلي ميلگرام دانشمند امريکايي مطرح شد. او نامه يي به کسي داده بود و از او خواسته بود نامه را به کسي بدهد که تنها از طريق نامش او را مي شناسد. تعداد متوسط دست به دست شدن اين نامه ها تا بازگشتن آن به دست فرستنده 6 بار بوده است و از اينجا بود که تئوري مزبور مطرح شد.

در جولاي 2006، جوديت کليفلند استاد روانشناسي دانشگاه آلاسکا به برنامه تحقيقاتي ميلگرام رجوع کرد و دريافت که نتايج سنديت چنداني ندارد زيرا حدوداً 95 درصد از نامه هايي که در اين پروژه فرستاده شد به مقصد نرسيد. وي در پايان بررسي خود گفت اين تئوري معادل آکادميکي است براي يک داستان شبه اسطوره يي عاميانه. اما با بررسي هاي اخير داستان تا حدودي از قبل متفاوت تر شده است. پژوهشگران مايکروسافت معتقدند پروژه آنها نخستين اثبات کلان پروژه ميلگرام در سطحي جهاني است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 19:34  توسط جواد منشی  | 

شما نجار زندگی خود هستید !

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد.
یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت.
پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند.
صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند ، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.
سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.
نجار در حالت رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود.
پذیرفتن ساخت این خانه برخلاف میل باطنی او صورت گرفته بود.
برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت ، کار را تمام کرد.
او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد.
صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد.
زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!
نجار ، یکه خورد و بسیار شرمنده شد.
در واقع اگر او میدانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود ، لوازم و مصالح بهتر
و تمام مهارتی که در کار داشت را برای ساخت آن بکار می برد.
یعنی کار را به صورت دیگری پیش میبرد.

این داستان ماست.
ما زندگیمان را میسازیم. هر روز میگذرد.
گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 11:13  توسط جواد منشی  | 

مقاله ای بسيار جامع و مستند در خصوص نرخ تولد نوزادان در ایران و جهان

جمعي از اساتيد و دانشجويان گرايشهاي آمار زيستي و علوم طبيعي گرد هم آمده تا به بررسي برخي از اين پدیده بپردازند چرا که در صورت ادامه این روند جوامع با مشکلات زيادی رو به رو خواهند گشت و بسيار شايسته مي باشد که اين پدیده هم اکنون و به نحوي جامع و کامل مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 8:36  توسط جواد منشی  | 

چرا حلقه ازدواج بايد در انگشت چهارم قرار بگيرد ؟

مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید.

تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید.

(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)

1. ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ

و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.

2. چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید

3. به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند .

4. سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید.

انگشت شصت نمایانگر والدین است.

انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند .

به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.

5. لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید .

سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید.

انگشت دوم (انگشت اشاره) نمایانگر خواهران و برادران هستند.

آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند .

این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.

6. اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید.

انگشت کوچک نماد فرزندان شما است.

دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.

7. انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم

(همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید.

احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید.

به این دلیل که آنها نماد زن و شوهرهاي عاشق هستند که برای تمام عمر با هم می مانند.

عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.

انگشت شصت نشانه والدین است .

انگشت دوم خواهر و برادر .

انگشت وسط خود شما .

انگشت چهارم همسر شما .

و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 7:58  توسط جواد منشی  | 

قابل توجه مسافرین محترم مریخ

خاک مریخ سمی است

کاوشگر فونیکس پس از کشف آب در سطح مریخ ماده ای را شناسایی کرد که مانع ایجاد حیات در سیاره سرخ می شود.

به گزارش مهر، دانشمندان ناسا در دانشگاه آریزونا چند روز پس از تائید خبر کشف آب در مریخ خبری را منتشر کرد و امید افرادی را که به یافتن علائم حیات روی سیاره سرخ امیدوار بودند ناامید کرد.

به گفته مقامات ناسا، کاوشگر فونیکس که در قطب شمال این سیاره مستقر است روی خاک این سیاره ماده ای را شناسایی کرده است که مانع شکل گیری هر نوع حیاتی در روی مریخ می شود.

دانشمندان ناسا از ماهها قبل منطقه ای از خاک مریخ را که احتمال وجود مواد غذایی شبیه به مواد غذایی روی زمین مثل منیزیوم و سدیم را داشت برای فرود فونیکس انتخاب کرده بودند اما اکنون این کاوشگر در همین منطقه ماده ای سمی را شناسایی کرده است که مانع وجود حیات می شود.

براساس گزارش سی ان ان، این ماده شیمیایی، پرکلرات است. این ماده یک اکسیدان قوی است که در سوخت جامد موشکها به کار می رود و بنابراین نمی تواند اجازه تشکیل حیات را در خاک مریخ بدهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 8:36  توسط جواد منشی  | 

تصمیم گرفت زنده بماند

مدرسه‌ی کوچک روستایی بود که به‌وسیله‌ی بخاری زغالی قدیمی، گرم می‌شد. پسرکی موظف بود هر روز زودتر از همه به مدرسه بیاید و بخاری را روشن کند تا قبل از ورود معلم و هم‌کلاسی‌هایش، کلاس گرم شود. روزی، وقتی شاگردان وارد محوطه‌ی مدرسه شدند، دیدند مدرسه در میان شعله‌های آتش می‌سوزد. آنان بدن نیمه بی‌هوش هم‌کلاسی خود را که دیگر رمقی در او باقی نمانده بود، پیدا کردند و بی‌درنگ به بیمارستان رساندند.

پسرک با بدنی سوخته و نیمه جان روی تخت بیمارستان دراز کشیده بود ، که ناگهان شنید دکتر به مادرش می‌گفت: «هیچ امیدی به زنده ماندن پسرتان نیست، چون شعله‌های آتش به‌طور عمیق، بدنش را سوزانده و از بین برده است». اما پسرک به هیچوجه نمی‌خواست بمیرد. او با توکل به خدا و طلب یاری از او  تصمیم گرفت تا تمام تلاش خود را برای زنده ماندن به کار بندد و  زنده بماند و ... چنین هم شد. او در مقابل چشمان حیرت زده‌ی دکتر به راستی زنده ماند و نمرد. هنگامی که خطر مرگ از بالای سر او رد شد، پسرک دوباره شنید که دکتر به مادرش می‌گفت: «طفلکی به خاطر قابل استفاده نبودن پاهایش، مجبور است تا آخر عمر لنگ‌لنگان راه برود».

پسرک بار دیگر تصمیم خود را گرفت. او به هیچ‌وجه نخواهد لنگید. او راه خواهد رفت، اما متاسفانه هیچ تحرکی در پاهای او دیده نمی‌شد. بالاخره روزی فرا رسید که پسرک از بیمارستان مرخص شد. مادرش هر روز پاهای کوچک او را می‌مالید، اما هیچ احساس و حرکتی در آنها به چشم نمی‌خورد. با این حال، هیچ خللی در عزم و اراده‌ی پسرک وارد نشده بود و همچنان قاطعانه عقیده داشت که روزی قادر به راه رفتن خواهد بود.

گل

یک روز آفتابی، مادرش او را در صندلی چرخ‌دار قرارداد و برای هواخوری به حیاط برد. آن روز، پسرک بر خلاف دفعه‌های قبل، در صندلی چرخ‌دار نماند. او خود را از آن بیرون کشید و در حالی که پاهایش را می‌کشید، روی چمن شروع به خزیدن کرد. او خزید و خزید تا به نرده‌های چوبی سفیدی که دور تا دور حیاط‌شان کشیده شده بود، رسید.

با هر زحمتی که بود، خود را بالا کشید و از نرده‌ها گرفت و در امتداد نرده‌ها جلو رفت و در نهایت، راه افتاد. او این کار را هر روز انجام می‌داد، به‌طوری که جای پای او در امتداد نرده‌های اطراف خانه دیده می‌شد. او چیزی جز بازگرداندن حیات به پاهای کوچکش نمی‌خواست.سرانجام، با خواست خدا و عزم و اراده‌ی پولادینش، توانست روی پاهای خود بایستد و با کمی صبر و تحمل توانست گام بردارد و سپس راه برود و در نهایت، بدود. او دوباره به مدرسه رفت و فاصله‌ی بین خانه و مدرسه را به خاطر لذت، می‌دوید. او حتی در مدرسه یک تیم دو تشکیل داد.سال‌ها بعد، این پسرکی که هیچ امیدی به زنده ماندن و راه رفتنش نبود، یعنی دکتر «گلن گانینگهام» در باغ چهارگوش «مادیسون» موفق به شکستن رکورد دوی سرعت در مسافت یک مایلی شد!

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 11:29  توسط جواد منشی  | 

حکایت

کریم خان زند

روزي مردي رو به دربار خان زند مي آورد و با ناله و فرياد مي خواهد كه كريمخان را فورا ملاقات كند. سربازان مانع ورودش مي شوند.. خان زند در حال كشيدن قليان ناله و فرياد مردي را مي شنود و مي پرسد ماجرا چيست؟ پس از گزارش سربازان به خان خان بزرگوار زند دستور مي دهد كه مرد را به حضورش ببرند.مرد به حضور خان مي رسد. خان از وي مي پرسد كه چه شده مرد كه چنين ناله و فرياد مي كني؟ مرد با درشتي مي گويد همه امولم را دزد برده و الان هيچ در بساط ندارم. خان مي پرسد وقتي اموالت به سرقت ميرفت تو كجا بودي؟ مرد مي گويد من خوابيده بودم. خان مي گويد خب چرا خوابيدي كه مالت را ببرند؟

مرد در اين لحظه پاسخي مي دهد كه فقط مردي آزاده عادل و دمكرات چون كريمخان تحمل و توان شنيدنش را دارد. مرد مي گويد من خوابيده بودم چون فكر مي كردم تو بيداري!!!

خان بزرگوار زند لحظه اي سكوت مي كند و سپس دستور مي دهد خسارتش از خزانه جبران كنند. و در آخر مي گويد اين مرد راست مي گويد ما بايد بيدار باشيم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 10:52  توسط جواد منشی  | 

هیولای دریایی در نیویورک

كشف لاشه يك هيولاي عجيب و غریب دريايي در سواحل نيويورك تعجب دانشمندان را به دنبال داشته است.

 به گزارش دیلی تلگراف، اين موجود ترسناک احتمالا قرنها در قعر اقيانوسها می زیسته و هيچ انساني تا کنون نظير آن را نديده است.

لاشه اين حيوان عجيب ماه گذشته در سواحل نيويورك پیدا شد.

اين حيوان بدني بدون مو و پوستي چرم مانند با دندانهايي تيز و چيزي شبيه يك منقار دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 8:58  توسط جواد منشی  | 

بيگانگان فضايي وجود دارند

دکتر ادگار ميچل از فضانوردان سابق ناسا که در عمليات آپولو 14 شرکت کرده و پا بر روي ماه گذاشته بود طي اظهارنظري عجيب مدعي شد موجودات فضايي وجود دارند. او افزود موجودات فرازميني در دفعات متعدد به زمين آمده اند اما تماس هاي برقرار شده از طرف آنها توسط دولت هاي زميني مدت 6 دهه است که مخفي مانده است.

دکتر ميچل که 77 سال سن دارد، در يک مصاحبه راديويي گفت؛ آژانس فضايي که مصاحبه با بيگانگان را انجام داده است آنها را موجوداتي با ظاهري غريب براي ما انسان ها توصيف کرده است. او گفت شکل اين موجودات به تصور عمومي از موجودات فضايي با سرهاي بزرگ و چشم هايي درشت نزديک است. او تکنولوژي اين موجودات را بسيار پيچيده تر از تکنولوژي ما زميني ها خواند و گفت اگر بنا بود آنها از در دشمني با ما دربيايند، تا به حال زمين و ساکنانش کاملاً نابود شده بودند. دکتر ميچل به همراه فرمانده آپولو 14- آلن شپارد - رکورد طولاني ترين راهپيمايي بر سطح ماه را دارند. آنها طي اين عمليات در 1971 ، 9 ساعت و 17 دقيقه بر سطح ماه راه رفتند. او گفت؛«من از حدي از اعتبار برخوردار هستم که بتوانم چنين ادعايي بکنم زيرا روي ماه قدم برداشته ام و مي دانم يوفوها واقعاً وجود دارند... بيش از 60 سال است که اين واقعيت توسط دولت مخفي شده، اما اکنون کم کم اين موضوع درز کرده است و بعضي از ما توانسته ايم به بخشي از آن آگاهي پيدا کنيم... من در حلقه هاي نظامي و اطلاعاتي حضور داشته ام. همه مي دانيم زير لايه بي اعتبار اطلاعاتي که در اختيار عموم قرار مي گيرد واقعيت جريان دارد.» دکتر ميچل که در زمينه فضانوردي مدرک دکتراي خود را اخذ کرده است، مي گويد بخشي از اتفاقات مبهمي که گفته مي شد پاي بيگانگان فضايي در ميان است حقيقت دارند و اينکه اين بيگانگان بارها به زمين آمده اند کماکان در حال بررسي است. او به مجري برنامه راديويي که مبهوت مانده بود، گفت؛«من فکر مي کنم زمان فاش سازي اين اطلاعات رسيده است و بسياري از سازمان ها نيز در همين راستا در حال حرکت هستند.» مجري پس از سخنان وي افزود؛«من پيش از اين چيزهايي در مورد شوخي هاي فضانوردها شنيده بودم، اما ميچل به صورتي کاملاً جدي باور دارد که فضايي ها وجود دارند و دولت وجود آنها را مخفي مي کند.» مقامات ناسا به سرعت در بيانيه يي به اين مصاحبه جواب دادند؛«ناسا تاکنون رد هيچ يوفويي را نيافته است و همين طور در هيچ پروژه يي براي پنهان کردن اطلاعات در مورد بيگانگان احتمالي در زمين يا هر کجاي ديگر از فضا شرکت نکرده است.»

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 12:25  توسط جواد منشی  | 

چند داستان کوتاه

سنگ ، ثروت و عشق

در زمانهای گذشته پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد وبرای اینکه عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد

بعضی از بازرگانان وندیمان ثرتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و............

نزدیک غروب یک روستایی که پشتش بار میوه بود نزدیک سنگ شد وبا هر زحمتی که بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت وان را کناری قرار داد ناگهان کیسه ای دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود کیسه را باز کرد داخل ان سکه های طلا ویک یاداشت پیدا کرد

پادشاه نوشته بود:هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد

اگر دنیای ما دنیای سنگ است
بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است
اگر دنیای ما دنیای درد است
بدان عاشق شدن از بحررنج است

اگر عاشق شدن پس یک گناه است
دل عاشق شکستن صد گناه است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 13:36  توسط جواد منشی  | 

طنز

پا شو راه بیا نمیتونم بغلت کنم کشتی رفت

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 11:40  توسط جواد منشی  | 

مهربانی همیشه ارزشمندتر است

 

بانوى خردمندى در كوهستان سفر مى كرد كه سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا كرد. روز بعد به مسافرى رسید كه گرسنه بود.

 بانوى خردمند كیفش را باز كرد تا در غذایش با مسافر شریك شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در كیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست كه آن سنگ را به او بدهد.

 زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد.مسافر بسیار شادمان شد و از این كه شانس به او روى كرده بود، از خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست كه جواهر به قدرى با ارزش است كه تا آخر عمر، مى تواند راحت زندگى كند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا كند.

 بالاخره هنگامى كه او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:«خیلى فكر كردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است، اما آن را به تو پس مى دهم با این امید كه چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده كه به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى!»

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 10:1  توسط جواد منشی  | 

چند تصویر زیبا از حمله پلنگ به تمساح

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 9:36  توسط جواد منشی  | 

طلاق های معروف سينمای ايران

1-ماجرا از اولين فيلم ناطق سينماي ايران يعني «دختر لر» به کارگرداني عبدالحسين سپنتا و اردشير ايراني شروع شد. با ساخت اين فيلم و نمايش آن در سال 1312 يک طلاق واقعي اتفاق افتاد.  اين فيلم آن‌قدر براي ايراني‌ها جذاب بود که به مدت 3سال در سينماهاي تهران و شهرستان‌ها نمايش داده شد و به عنوان پرفروش‌ترين فيلم زمان خودش انتخاب شد. اما خانواده بازيگر زن اين فيلم، روح‌انگيز سامي‌نژاد که از حضور او در اين فيلم ناراضي بودند، او را طرد کردند و همسرش هم او را طلاق داد.
اين اولين طلاق يک چهره سينمايي در تاريخ سينماي ايران است؛ اتفاقي که سال‌هاي بعد کمي شايع‌تر شد و به يکي از ويژگي‌هاي زوج‌هاي سينمايي، به خصوص در دوران قبل از انقلاب، بدل گشت.
 با پيروزي انقلاب و آغاز دوران جديد سينماي ايران، طلاق‌ زوج‌هاي سينمايي هم کمتر شد و الان خيلي از زوج‌هاي سينمايي را مي‌توان مثال زد که سال‌هاست با خوبي و خوشي در کنار هم زندگي مي‌کنند.

 

سوسن تسليمي/داريوش فرهنگ
2-سي و پنج سال پيش، داريوش فرهنگ آدم خيلي معروفي بود و سوسن تسليمي را كسي نمي‌شناخت، اما پس از ازدواج و در سال‌هاي دهه شصت، ماجرا برعكس شد و تسليمي شهرتي فراوان پيدا كرد. در اين سال‌ها اگرچه داريوش فرهنگ فيلمساز بود و بعضي كارهايش خيلي مطرح شد، اما حضور ثابت تسليمي در فيلم‌هاي بهرام بيضايي، اين بازيگر هنرمند را به اوج رساند. اين دو كه از طريق گروه تئاتر پياده با همديگر آشنا شده بودند، پس از مدت‌ها زندگي مشترك سرانجام فرصت پيدا كردند تا در فيلم «شايد وقتي ديگر» ساخته بهرام بيضايي، نقش زن و شوهر را بازي كنند. تسليمي، پس از اين فيلم، به همراه فرزندش عازم سوئد شد و  امروز يكي از چهره‌هاي سرشناس تئاتر سوئد است. اما داريوش فرهنگ مانده و فيلم‌سازي و بازيگري را تا امروز ادامه داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 9:7  توسط جواد منشی  | 

رابط برای دسترسی سریع به هارد اکسترنال

آیا شما نیز از تعداد زیادی هارددیسک اکسترنال برای ذخیره و یا Backup گرفتن از اطلاعات مهم خود استفاده می‏کنید؟ اینکار برای کسانی که روزانه با حجم زیادی از اطلاعات روبرو هستند بسیار عادی است. مانند کسانی که بر روی فیلمهای دیجیتال کار می‏کنند و یا بصورت حرفه‏ای عکاسی می‏کنند.

  برای سهولت استفاده از چند هارددیسک، محصولی به بازار آمده که به سادگی می‏توان هارددیسکهای SATA را به آن وصل کرد. نحوه ارتباط هارددیسک با رابط، مشابه شارژرهای رومیزی است که برای تلفن‏های بیسیم استفاده می‏شود. این رابط ( Dock ) از طریق پورت USB به کامپیوتر وصل می‏شود. قابلیت جالب دیگر این دستگاه امکان پخش فایلهای ویدیویی و عکس بدون نیاز به کامپیوتر است. این دستگاه می‏تواند مستقیما به تلویزیون وصل شده و تصاویر را پخش کند.

این رابط 84 دلاری، به سادگی می‏تواند شما را از خرید جعبه هارد اکسترنال و احتمالا دستگاه DVD Player بی‏نیاز ‏کند. مزیت دیگر این رابط به جعبه اکسترنال هارد، امکان استفاده از هر دو نوع هارد دیسک موجود در بازار یعنی 2.5 اینچ (هارد لپ تاپ) و 3.5 اینچ که در کامپیوترهای رومیزی استفاده می‏شود است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 11:52  توسط جواد منشی  | 

یه عکس جالب

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 10:3  توسط جواد منشی  | 

زندگی همين است ! (بسیار جالب)

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 21:4  توسط جواد منشی  | 

خانم ها و آقايون در شرايط مختلف چه مي كنند؟

هنگام عبور از خيابان

خانم ها

سمت راست را نگاه مي كنند.

سمت چپ را نگاه مي كنند.

از خيابان رد مي شوند.

 

آقايان

سمت راست را نگاه مي كنند، ماشين مي آيد .

فاصله ماشين با خودشان را با چشم اندازه مي گيرند و چون همگي راننده هاي قابلي هستند با سرعت وارد خيابان مي شوند .

راننده به شدت ترمز مي كند.

مرتيكه مگه كوري؟ (راننده مي گويد)

در حالي كه از روي ميله هاي وسط خيابان مي پرد مي گويد: كور خودتي گاري چي!

بدون اينكه سمت چپ را نگاه كند مي دود آن سمت خيابان.

هنوز هم صداي بوق ماشين هایی كه به خاطر اين آقا ترمز كرده اند به گوش مي رسد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 8:42  توسط جواد منشی  |